|
هو العلیم طولانی وب نوشته های حامد دهقانی آرانی | |
|
یکشنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٧
بسم الله پنجشنبه ٦ دی ،۱۳۸٦
بازگشت يك معتاد
هوا بس ناجوانمردانه سرد است. از بچه هايي كه قبلا لبي به دود داشتند شنيدم كه تو هواي سرد اگه بوي سيگار بهشون بخوره بدجور هوايي مي شن كه دوباره شروع كنند. حالا هوا سرده! بوهاي گيج كننده زياد شدن! حاجي ها دارن برميگردن، يلدا و پيامهاي تبريك تولد از بهترين ها رسيدن و نرم نرمك كارم را سبك كردم. همه اينها خيلي موثر تر از بوي كاپيتان بلك براي يك معتاد قديمي به وبلاگ بازي است. شايد برگشتم. شايدم بتونم يك دسته كليدي پيدا كنم كه به جاي سيگار دستم باشه يا وقتي دستم رفت تو جيبم براي سيگار خريدن از دكه، بگم پي كي هات تازن؟ همه اش شايد معني اش اين باشه:دوباره سلام! سهشنبه ۱٦ آبان ،۱۳۸٥
ناز نشسته با طرب
پیش رخ تو ، ای صنم ! کعبه سجود می کند دوشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٥
وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا ما او را از طرف راست (كوه) طور فراخوانديم; و نجواكنان او را (به خود) نزديك ساختيم سهشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٥
من اقوال رسول الله صلی الله عليه و آله
اللهم اجعلنا مشغولين بامرك آمنين بوعدك آيسين من خلقك آنسين بك مستوحشين من غيرك راضين بقضائك صابرين علي بلائك شاكرين علي نعمائك متلذيذين بذكرك فرحين بكتابك مناجين بك آناء اليل و النهار و مستعدين للموت مشتاقين الي لقائك متبغضين للدنيا محبين للاخره و آتنا ما وعدتنا علي رسلك ولاتخزنا يوم القيامه انك لاتخلف الميعاد پنجشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٥
زيادي سر خودم را شلوغ كردم. اين چرت و پرتهايي كه درباره مديرت زمان ميگن به درد لاي جرز هم نمي خوره. كسي راهي به نظرش مي رسه؟ ديگه فكر مي كنم خيلي دارم براي خانمم و زندگي ام كم مي گذرام... اين يعني اين كه بالاخره وقت كردم ويندوزم را عوض كنم و مسنجر نصب كنم و البته وبلاگ به روز كنم!! دوشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٥
چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥
عتبات
چند روزی بهر نفس کشيدن مهمان بودم در جمعی دوست داشتنی در محلی عزيز. کربلا و نجف الان رفتنی است عرضه داريد زودتر بريد، بزيد. چهارشنبه ۱٠ خرداد ،۱۳۸٥
شب بود و سکوت نبود. سهشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٥
شايد دوباره
حافظا درکنج فقر و خلوت شبهای تار...
|
