سید خواند از ابتهاج!
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٩  

 روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
 حالیا چشم جهانی نگران من و توست

یادم نبود که سال کار مضاعف و همت مضاعف است! عزیزی می گفت در هنگام پخش گزارش طولانی مرآتی - یک نکته از هزاران- بغض گلویم را گرفته بود و از شوق می خواستم... گزارشی طولانی با تدوینی خوب با عنوانی بهتر برای اینکه داد بزند که اگر برای خدا باشی (چقدر سخت است که هی بخواهی داد بزنی افوض امری الی الله!؟) وعده نصرتش نزدیک است و چه می شود اگر او خودش کمک کند! خیلی کم گذاشته ایم. خیلی کارها می تونستیم و نکرده ایم و بدهکاریم. بدهکار! تا پنجاه سال دیگر اگر زنده باشیم چقدر باید کار کنیم که فارسی بشود زبان علم. مردان پارس کجایند؟ می توانیم. به خنده گفتم امروز در جلسه ای: کردیم و شد!


کلمات کلیدی: مضاعف ،می توانیم
 
عنکبوت
ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٧  

1- ایمان، تنها با زبان و شعار نیست، بلکه همراه با آزمایش است. «أَ حَسِبَ... هُمْ لا یُفْتَنُونَ» (ادّعا کافى نیست، باید عملکرد را دید و قضاوت کرد.)
2- آزمایش، یک سنّت الهى در طول تاریخ است. «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ»
3- حوادث را تصادف نپنداریم همه اسباب آزمایش ماست. «فَتَنَّا»
4- آشنایى با تاریخ و حوادث پیشینیان، مردم را براى پذیرش حوادث آماده مى‏کند. «مِنْ قَبْلِهِمْ»
5- دلیل آزمایش‏هاى الهى، عینى و محقّق شدن علم ازلى خداوند و جدا شدن مؤمنان واقعى و شکوفا شدن استعدادهاى درونى و به فعلیّت رسیدن آنهاست. «فَلَیَعْلَمَنَّ... الَّذِینَ صَدَقُوا وَ... الْکاذِبِینَ»


کلمات کلیدی: فتنه
 
 
ساعت ٦:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٧  

(مردى برخاست و گفت ما را از فتنه خبر ده! آیا آن را از رسول خدا(ص) پرسیدى؟ امام گفت:) چون خدا این آیت را فرستاد: الم، احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون، دانستم تا رسول خدا (ص) در میان ماست، فتنه نتواند برخاست. پرسیدم! اى رسول خدا، این فتنه اى که خدا تو را از آن خبر داده چیست؟ فرمود: اى على! امت من پس از من به زودى دچار فتنه گردند. گفتم: اى رسول خدا! روز احد که از مسلمانان گروهى به شهادت رسید و شهادت نصیب من نگردید، بر من دشوار نمود، گفتى: اى على مژده باد تو را که شهادت به دنبالت خواهد بود. گفت: سخن بدین منوال است، شکیبایى تو آن هنگام بر چه حال است؟ گفتم: اى رسول خدا نه جاى شکیبایى کردن است، که جاى مژده شنیدن و شکر گزاردن است و گفت: اى على! پس از من، مردم به مالهاى خود فریفته شوند و به دین خویش بر خدا منت نهند. رحمت پروردگار آرزو کنند، و از سطوت او ایمن زیند. حرام خدا را حلال شمارند، با شبهت هاى دروغ و هوسهایى که به غفلت در سر دارند. مى را نبیذ گویند و حلال پندارند. حرام را هدیت خوانند و ربا را معاملت دانند. گفتم: اى رسول خدا(ص)، آن زمان آن مردم را در چه پایه نشانم؟ از دین برگشتگان، یا فریفتگان؟ فرمود: فریفتگان


کلمات کلیدی: نهج البلاغه ،فتنه
 
 
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٦  

باسمه

سخت بود برایم نوشتن دوباره، آن هم در اینجا. نوشتن روی کاغذ اگر چه حال و هوای بهتری دارد ولی جای اینجا را نمی گیرد. نوشتن را دوباره از خرداد شروع می کنم. خرداد برای من شروع خیلی چیزها بوده است و البته پایان خیلی چیزهای دیگر!

از چیزهای زیادی باید بنویسم ولی علی الحساب از صبر می نویسم و از تدبیر. از مقتدایم می نویسم، از او که به آقا صدا کردنش مفتخرم. این روزها از گذشت زمان می گویند و می نویسند. یکی در پشت تریبون حرف از هنوز می زند و یادش نیست که مردم و پدرش نزدیک به سی سال پیش نواده بودن را پشت سرگذاشتند همان زمان که به سید حسین خمینی نه گفتند و چندی پیش آن خمینی هم شد خمینی دوست داشتنی صدای آمریکا! همین چند سال پیش. چقدر خوب است که هنوز قسمتهایی از حافظه ما کار می کند. آن زمان عروس امام! فاطی شعرهای امام! همو که عکسهای پدرش را سید حسن در تمامی ویژه نامه های ستاد بزرگ چاپ کرده و به عنوان متخصص تمام علوم در تمامی موارد نظر داده، مصاحبه کرده و چه ها که نگفته. آقای خوب ما، هم در پیش چشم جمعیت پیشانی سید را می بوسد و هم از معیار تقوا می گوید. هم او که از زبان امام سجاد(ع) از صلح می گوید و در ادامه از دشمنی به خاطر خدا می گوید. از امام می گوید و از دشمنی به خاطر مکتب و جدی بودن در آن. عزیزی امروز از خروشهای امام با عنوان آیه استرجاع می گفت. زمانهایی که حکم خدا را در خطر می دید. می گفت که عکس امام بعد از کاپیتولاسیون از هر مصیبت زده ای اندهناک تر است. چرا که حکم خدا در مورد عدم تسلط کفار بر مسلمانان بر آشفته شده بود. حکم خدا را چه کسی باید بدهد؟ .... بماند.

آقا زیر سایه شما بودن افتخار ماست.


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٦  

بسم الله
دوباره مدینه ام! الحمدلله
به مهدی گفتم مدینه بودن چقدر خوب است، گفتمش حتی اگر به علت کثرت کار نتوانی فاصله ده دقیقه ای تا حرم را طی کنی و به زیارت برسی همین قدر که میتوانی اینجا باشی، بو بکشی، شده چند روز یک بار در مسجد النبی نماز بخوانی و از همه مهمتر خدمتی به زائرین بکنی، از محیط کار و زندگی جدا شوی و نفسی بکشی و ... خوب است. خیلی خوب. خیلی خوب است که منتظر باشی تا خانومت هم بیاید! تا باهم دور خدا بچرخی. تا با خانومی بعد از نماز عصر بروی بقیع و آن بالا جامعه ای بخوانی. مگر از این بهتر هم می شود؟
منتظرم کار عزیز دیگری درست شود. دعا کنید. شدیدا منتظرم بیاید. هم به خاطر خودش و هم به خاطر فشار کاری که اینجا دارم. بیاید کارها را می ریزم سرش!!
فعلا یا علی!


کلمات کلیدی: مدینه ،شروع ،خانومی
 
بازگشت يك معتاد
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٦  

هوا بس ناجوانمردانه سرد است. از بچه هايي كه قبلا لبي به دود داشتند شنيدم كه تو هواي سرد اگه بوي سيگار بهشون بخوره بدجور هوايي مي شن كه دوباره شروع كنند.

حالا هوا سرده! بوهاي گيج كننده زياد شدن! حاجي ها دارن برميگردن، يلدا و پيامهاي تبريك تولد از بهترين ها رسيدن و نرم نرمك كارم را سبك كردم. همه اينها خيلي موثر تر از بوي كاپيتان بلك براي يك معتاد قديمي به وبلاگ بازي است. شايد برگشتم. شايدم بتونم يك دسته كليدي پيدا كنم كه به جاي سيگار دستم باشه يا وقتي دستم رفت تو جيبم براي سيگار خريدن از دكه، بگم پي كي هات تازن؟

همه اش شايد معني اش اين باشه:‌دوباره سلام!


کلمات کلیدی:
 
ناز نشسته با طرب
ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱٦  

پیش رخ تو ، ای صنم ! کعبه سجود می کند
 در طلب تو آسمان جامه کبود می کند
 حسن ملائک و بشر جلوه نداشت این قدر
 عکس تو می زند در او : حسن نمود می کند
 ناز نشسته با طرب ، چهره به چهره ، لب به لب
 گوشه ی چشم مست تو گفت و شنود می کند
ای تو فروغ کوکبم تیره مخواه چون شبم
دل به هوای آتشت این همه دود می کند
 در دل بینوای من عشق تو چنگ می زند
 شوق به اوج می رسد ، صبر فرود می کند
 آن که به بحر می دهد صبر نشستن ابد
 شوق سیاحت و سفر همره رود می کند
 دل به غمی خروختم ، پایه و مایه سوختم
 شاد زیان خریده ای کاین همه سود می کند
 عطر دهد به سوختن ، نغمه زند به ساختن
 وه که دل یگانه ام کار دو عود می کند
 مطرب عشق او به هر پرده که دست می برد
 پرده سرای سایه را پر ز سرود می کند


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱۳  

وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا

ما او را از طرف راست (كوه) طور فراخوانديم; و نجواكنان او را (به خود) نزديك ساختيم


کلمات کلیدی:
 
من اقوال رسول الله صلی الله عليه و آله
ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٢٧  

اللهم اجعلنا مشغولين بامرك

آمنين بوعدك

آيسين من خلقك

آنسين بك

مستوحشين من غيرك

راضين بقضائك

صابرين علي بلائك

شاكرين علي نعمائك

متلذيذين بذكرك

فرحين بكتابك

مناجين بك آناء اليل و النهار

و مستعدين للموت

مشتاقين الي لقائك

متبغضين للدنيا

محبين للاخره

و آتنا ما وعدتنا علي رسلك

ولاتخزنا يوم القيامه

انك لاتخلف الميعاد


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٢٢  

زيادي سر خودم را شلوغ كردم. اين چرت و پرتهايي كه درباره مديرت زمان ميگن به درد لاي جرز هم نمي خوره. كسي راهي به نظرش مي رسه؟ ديگه فكر مي كنم خيلي دارم براي خانمم و زندگي ام كم مي گذرام...

اين يعني اين كه بالاخره وقت كردم ويندوزم را عوض كنم و مسنجر نصب كنم و البته وبلاگ به روز كنم!!


کلمات کلیدی: